محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6466
تاريخ الطبرى ( فارسي )
آنجا نماند ( 531 و سوى اردوگاه يار خويش سردار زنگيان رفت و زخمهايى را كه به دو رسيده بود معالجه كرد تا بهبود يافت . آنگاه سوى اهواز بازگشت و برادر خويش خليل بن ابان را با برادرزاده اش محمد بن صالح معروف به ابو سهل با سپاهى انبوه سوى ابن ليثويه فرستاد كه در آن وقت در عسكر مكرم جاى داشت . آنها با همراهان خويش برفتند . ابن ليثويه كه به آهنگ آنها آمده بود در يك فرسخى عسكر مكرم مقابلشان رسيد و ميان دو گروه تلاقى شد . ابن ليثويه كمينى نهاده بود كه وقتى جنگ درگرفت ابن ليثويه عقب نشست و زنگيان در او طمع بستند و به تعقيب وى رفتند تا از كمين گذشتند . كمين از پشت سرشان درآمد و هزيمت شدند و پراكنده شدند . ابن ليثويه به آنها تاخت و مقصود خويش را از آنها برآورد كه شكست خورده برفتند . ابن ليثويه با سرهايى كه به دست آورده بود به شوشتر بازگشت . على بن ابان انكلويه را به مراقبت احمد بن ليثويه سوى مسرقان فرستاد كه ابن ليثويه سى سوار از دليران اصحاب خويش را سوى وى روانه كرد و چون خليل بن ابان از حركت ياران ابن ليثويه سوى انكلويه خبر يافت با همراهان خويش در كمين آنها نشست ، و چون به او رسيدند ، سوى آنها رفت كه هيچكس از ايشان نجات نيافت و همگى كشته شدند و سرهاشان را به نزد على بن ابان بردند كه در اهواز بود كه آن را به نزد خبيث فرستاد . در اين وقت صفار به اهواز آمد و ابن ليثويه از آن ناحيه گريخت . سخن از كار صفار در اهواز به سال دويست و شصت و سوم گويند كه وقتى يعقوب بن ليث به جندىشاپور رسيد ، آنجا فرود آمد و هر كه از جانب سلطان در آن ناحيه بود برفت و او از جانب خويش يكى را به نام حصن پسر عنبر به اهواز فرستاد كه چون نزديك آنجا رسيد على بن ابان يار سالار زنگيان از آنجا برون شد و در نهر السدره فرود آمد . حصن وارد اهواز شد و آنجا بماند ، ياران وى